عشق
عشق مثل پنیر می مونه
زیادش آدمو خنگ میکنه
کمش به آدم تکامل میده
و هیچ کس هم از بی پنیری نمرده
نظره شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عشق مثل پنیر می مونه
زیادش آدمو خنگ میکنه
کمش به آدم تکامل میده
و هیچ کس هم از بی پنیری نمرده
نظره شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پروردگارا...
ما را مددکن تا دانش اندکمان، نه نردبانی باشد برای فزونی تکبر و غرور، نه حلقه ای برای اسارت و نه دست مایه
ای برای تجارت بلکه گامی باشد برای تجلی انسانیت و متعالی ساختن زندگی خود و دیگران.
عجب رسمیه ، رسم زمونه...!!
خونه مون عیدا ، پر از مهمونه...!!
میرن مهمونا ، از اونا فقط ...!! آشغال میوه ، به جا میمونه...!!
کجاست اون کیوی...؟؟!!
چی شد نارنگی...؟؟!!
کجا رفت اون موز....!! خدا می دونه
درابتدا زرده تخم مرغ را خوب هم زده(2 عدد)
وانگاه روغن زیتون(1ق غ) ،ابلیمو(1ق غ)
روغن بادام(1ق غ)را به ان اضافه کنید
انقدر بهم بزنید تا مخلوط یکدست خمیری
شکلی بدست اید
انگاه ان را روی پوست صورت وگردن بمالید وبمدت 15 دقیقه در حالت درازکش استراحت نمایید
وسپس صورت را با اب ولرم شستشو دهید.
10تا20دقیقه در آب جوش بریزید وبگذارید خنک شودسپس پنبه ای را آغشته به این
موادبکنید وبروی صورتتان بمالید این ماسک برای جوش های صورتتان بسیار مفید
است شما می توانید هرروز ارآن استفاده کنید.
درزندگی
مثل زودپز باش هر وقت جوش آوردی درکمال آرامش سوت بزن
. اگر اولش به فکر آخرش
نباشی
آخرش به فکر اولش می افتی
. سقف آرزوهایت را تا جایی بالا ببر که
بتوانی چراغی به آن نصب کنی.
آمده ایم که با زندگی کردن
قیمت پیدا کنیم
نه به هرقیمتی
زندگی کنیم
چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند
که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟
نوروز مبارک
.
دوست داشتن ایمان است و
ایمان یک روح مطلق است
یک ابدیت بی مرز اس
از جنس این عالم نیست
علی ابن ابیطالب : اطمینان را با امیدواری مبادله نکن
سلام
دیشب نه پریشب
عروسی خواهر گلم بود فوق العاده شده بود
خیلی خوش گذشت
ولی یه کوچولو
دلم براش تنگ شده
ازهمین جا :خواهرعزیزم ازدواجت
مبارک
کسي که براي خدا ياد بيگرد و براي خدا ياد دهد و براي رضاي خدا عمل به علمش کند در باطن آسمان ها او را
بزرگ مي شمرند
هر شخصي يك نابغه است.
اما اگر شما در مورد يك ماهي بر اساس توانايي اش در بالا رفتن از درخت قضاوت كنيد او تمام زندگي اش را با
اين باوركه يك احمق است خواهد گذراند.((البرت انيشتين))
خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت
دستانم راتوانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.

خدا
تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود
تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد
با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت
تنها خریداری است که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد
تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند
وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید
وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود
و تنها سلطانی است که با بخشیدن آرام میگیرد نه با تنبیه کردن
بازی روزگار را نمی فهمم!
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم
انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.
همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !
عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.
عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود:
انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یکشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شکست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می کند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.
«توضیح دهید که چگونه می توان با استفاده از یک فشارسنج، ارتفاع یک آسمانخراش را اندازه گرفت؟»
سؤال بالا یکی از سؤالات امتحان فیزیک در دانشگاه کپنهاگ بود.
یکی از دانشجویان چنین پاسخ داد: «به فشارسنج یك نخ بلند میبندیم. سپس فشارسنج را از بالای آسمانخراش طوری آویزان میکنیم که سرش به زمین بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه طول فشارسنج خواهد بود!»
پاسخ بالا چنان مسخره به نظر میآمد که مصحح بدون تأمل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولی دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجدیدنظر در نمره خود کرد. یکی از اساتید دانشگاه به عنوان قاضی تعیین شد و قرار شد که تصمیم نهایی را او بگیرد.
نظر قاضی این بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است؛ ولی نشانگر هیچگونه دانشی نسبت به اصول علم فیزیک نیست. سپس تصمیم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طی فرصتی شش دقیقهای، پاسخی شفاهی ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنایی او با اصول علم فیزیک باشد.
دانشجو در پنج دقیقه اول ساکت نشسته بود و فکر میکرد. قاضی به او یادآوری کرد که زمان تعیین شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندین روش به ذهنش رسیده، ولی نمیتواند تصمیمگیری کند که کدام یک بهترین است.
قاضی به او گفت که عجله کند؛ دانشجو پاسخ داد: «روش اول این است که فشارسنج را از بالای آسمانخراش رها کنیم و مدت زمانی که طول میکشد به زمین برسد را اندازهگیری کنیم. ارتفاع ساختمان را میتوان با استفاده از این مدتزمان و فرمولی که روی کاغذ نوشتهام محاسبه کرد.»
«به فشارسنج یك نخ بلند میبندیم. سپس فشارسنج را از بالای آسمانخراش طوری آویزان میکنیم که سرش به زمین بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه طول فشارسنج خواهد بود!»
دانشجو بلافاصله افزود: «ولی من این روش را پیشنهاد نمیکنم؛ چون ممکن است فشارسنج خراب شود!»
«روش دیگر این است که اگر خورشید میتابد، طول فشارسنج را اندازه بگیریم؛ سپس طول سایه فشارسنج را اندازه بگیریم و آنگاه طول سایه ساختمان را اندازه بگیریم. با استفاده از نتایج و یک نسبت هندسی ساده میتوان ارتفاع ساختمان را اندازهگیری کرد. رابطه این روش را نیز روی کاغذ نوشتهام.»
«ولی اگر بخواهیم با روشی علمیتر ارتفاع ساختمان را اندازه بگیریم، میتوانیم یک ریسمان کوتاه را به انتهای فشارسنج ببندیم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمین و سپس در پشتبام آسمانخراش به نوسان درآوریم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نیروی گرانش دو سطح به دست آوریم. من رابطههای مربوط به این روش را که بسیار طولانی و پیچیدهاند، در این کاغذ نوشتهام.»
«آها! یک روش دیگر که چندان هم بد نیست: اگر آسمانخراش پله اضطراری داشته باشد، میتوانیم با استفاده از فشارسنج، سطح بیرونی آن را علامتگذاری کرده و بالا برویم و سپس با استفاده از تعداد نشانها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را به دست بیاوریم!»
«ولی اگر شما خیلی سرسختانه دوست داشته باشید که از خواص مخصوص فشارسنج برای اندازهگیری ارتفاع استفاده کنید، میتوانید فشار هوا در بالای ساختمان را اندازهگیری کنید؛ سپس فشار هوا در سطح زمین را اندازهگیری کنید؛ سپس با استفاده از تفاضل فشارهای حاصل، ارتفاع ساختمان را به دست بیاورید.»
«ولی بدون شک بهترین راه این است که در خانه سرایدار آسمانخراش را بزنیم و به او بگوییم که اگر دوست دارد صاحب این فشارسنج خوشگل بشود، میتواند ارتفاع آسمانخراش را به ما بگوید تا فشارسنج را به او بدهیم!»
دانشجویی که داستان او را خواندید، نیلز بور، فیزیکدان دانمارکی بود
حکایت:
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع و گریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را، بالای سرش دید، که با تعجب و حیرت؛ او را، نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛ استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورشِ آن چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :
پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا مقام و لیاقتِ توجه، لطف و رحمتِ او را، بدست آوری .
خداوند از تو گریه و زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و با ارزش شدن را می خواهد و می پذیرد،
نه ابرازِ ناراحتی و گریه و زاری را.....!
من عاشق فیزیک و فیزیکی هام
کلا ازهرکی به نوعی با فیزیک سروکارداره خوشم میاد
وبه نظرم آدم حسابین
واسه همین هم ازانیشتین فوق العاده خوشم میاد
البته از تفکراتش یه جورایی مثل خودم حرف میزنه!!!
درواقع به نظرمن ربطی نداره که پراستعدادی یا خنگ مهم اینه که
پی اتفاقایی که واسمون میوفته وبه نظرمون عادی و بی اهمییته
رو بگیریم تا بفهمیم یه نمونه انیشتین که یه قطب نما باعث شد
ادم کندذهنی مثل اون بشه نابغه جهانی
حالا ما فقط می پذیریم اما توجیه نمیکنیم تا حتی فقط خودمون
روشن شیم ،کاش اهل تفکرباشیم

مردم دیده ما جزبه رخت ناظرنیست
دل سرگشته ما غیر ترا ذاکرنیست .
لحظهی بعثت نورانی احمد
آمد از غارِ حرا ندای سرمد
سورهی علق بخوان تو یا محمّد
ذکری که رمزِ حیاته
شبِ عید نقل و نباته
ذکرِ پاکِ صلواته
ای که معنی همان عهد الستی
از همون روز ازل به دل نشستی
طپش قلب مسلمونا تو هستی (2)
یا محمد یا محمد رسول الله (3)
عرشیان در آسمان نغمه سرایند
همهی ستارگان گرم نوایند
پایههای کعبه در مدح و ثنایند
موسم بهار رسیده
واسه دل قرار رسیده
بعثتِ نگار رسیده
هر گاه خدا بخواهد بنده ای را خوار کند، دانش را از او دور سازد. حضرت علی(ع)
هرگز ازکسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم
از بچگی به من آموختند همه را دوست بدارم
حال که بزرگ شده ام،
و کسی را دوست می دارم، می گویند:
فراموشش کن.
همیشه رفتن رسیدن نیست ولی برای رسیدن،باید رفت-
در بن بست هم راه آسمان
باز است- پس پروازبیاموز